
دسته: مقالات رشته معماری

هر فضای داخلی اعم از محل کار، تفریح یا سکونت، قابلیت زیبا شدن را دارد؛ تنها بایست چگونه از اصول و عوامل سازمان بندی صحیح بعلاوه کمی ذوق و سلیقه استفاده کرد تا شرایط مناسب و دلخواه پدید آید. شروع کار در فضاسازی و تزئین باید عاری از جنبه های ذهنی و خیال پردازی غیر واقعی باشد. برخورد اول با مساله لازم است با در نظر گرفتن عینیات و امکانات صورت پذیرد. ساختن خانهای در رویا آسان اما در عمل سخت و دشوار است!
هدف از این مقدمه نفی اهمیت و نقش تخیل نیست بلکه منظور ارائه طریقتی است که تخیل نیز مانند سایر عوامل، تحت نظمی منطقی درآید و شکل عنصری سازنده به خود گیرد. به خاطر عوامل متعددی که در شکلگیری یک طرح موقت دخالت داردند اجرای کار نیازمند برنامهای دقیق و منظم است. پیشرفت قدم به قدم و حساب شده از اتلاف دقت و هزینه می کاهد و در نتیجه حاصل کار را پر ثمر میسازد، لذا در طرح اجرائی عواملی چند لازم است مورد نظر قرار گیرد.
ادامه
مطلب

دسته: مقالات رشته معماری
سبك اصفهاني
شیوه اصفهانی آخرین شیوه معماری ایران است. معماری بومی آذربایجان پدید آورنده سه شیوه معماری ایران از جمله شیوه اصفهانی بود پس خاستگاه این شیوه شهر اصفهان نبوده ولی در آنجا رشد کرده و بهترین ساختمان های آن در این شهر ساخته شده اند .
شیوه اصفهانی دربرگیرنده شیوه هایی است که در نوشته های غربی به شیوه صفوی افشاری و قاجاری و زند – قاجار نامیده شده اند .
این شیوه کمی پیش از روی کار آمدن صفویان از زمان قره قویونلوها آغاز شده و در پایان روزگار محمد شاه قاجار دوره نخست آن به پایان می رسد . دوره دوم آن زمان پسرفت (انحطاط) این شیوه است که در واقع از زمان افشاریان آغاز شد و در زمان زندیان دنبال شد ولی پسرفت کامل از زمان محمد شاه آغاز شد و در دگرگونی های معماری های تهران و شهرهای نزدیک به آن آشکار شد . البته در گوشه کنار ایران در شهرهایی که به دور از این روند بودند ساختمان های ارزشمندی ساخته شد بویژه خانه های زیبایی که زمان قاجاریان ساخته شده است . از آن پس دیگر شیوه ای جانشین شیوه اصفهانی نشد و با اینکه تلاش شد این رشته پیوسته در معماری ایران پاره نشود اما دیگر معماری آن سیر و روند تکاملی پیشین را پی نگرفت .
بعد از سلسله افشاریه کریم خان زند زمام امور را در جنوب ایران به دست گرفت و شیراز را به پایتختی ایران برگزید . در زمان یکی از جانشینان او به نام لطفعلی خان در گیری هایی با آقا محمد خان ( ازایل قاجار ) رخ داد که در نهایت به شکست لطفعلی خان منجر شد و دئر سال 1209 با مرگ او سلسله زندیه نیز منقرض گردید .
معماری
ویژگی های این شیوه چنین بررسی می شود :
1- ساده شدن طرح ها که در بیشتر ساختمان ها فضاها و یا چهارپهلو( مربع ) هستند یا مستطیل .
2- در شیوه آذری با به کارگیری یک هندسه قوی طرح های پیچیده ای ساخته شدند اما در شیوه اصفهانی هندسه ساده و شکل ها و خطهای شکسته بیشتر به کار رفت .
3- در تهرنگ ساختمان ها نخیر و نهاز ( پیش آمدگی و پس رفتگی ) کمتر شد ولی از این شیوه به بعد ساخت گوشه های پخ در ساختمان رایج تر شد .
4- همچنین پیمون بندی و بهره گیری از اندام ها و اندازه های یکسان در ساختمان دنبال شد .
5- سادگی طرح در بناها هم آشکار بود .
نیارش
تنگی زمان و کم شدن معماران چیره دست در این شیوه کیفیت ساختمان سازی را بسیار پایین آورد و دیگر ساختمانها را همچون گذشته پایدار و ماندگار نمی ساختند .
یکی از ویژگی های نیارشی در معماری ایران این بوده که معماران ما همواره به نشست کلی ساختمان در روند ساخت و اثر آن بر نما سازی توجه داشته اند . می دانیم ساختمان به مرور زمان نشست می کند در شیوه رازی زبره و نما یا سفت کاری و نازک کاری با هم انجام می شد . یعنی کار« همچين» می شد و برای اینکه نشست یکسان پدید آید زبره را با نمای هشت و گیر یا باهم چفت و بست می کردند . اما در شیوه آذری چون در ساختن شتاب داشتند زبره و نما جداگانه ساخته می شدند . این روش در شیوه اصفهانی نیز پی گیری شد و شاید از دید فنی روش درست تری بود . همچنین در این شیوه همه گونه ها ی تاقها و گنبدها بکار برده شد . گنبدهای گسسته میل تهی در بیشتر ساختمان های این شیوه به زیبایی دیده می شوند مانند :
گنبد مسجد امام اصفهان، گنبد مدرسه چهار باغ، گنبد مدرسه آقا بزرگ کاشان و دیگر جاها .
در این شیوه برخی ساختمایه ها در نخست دگرگون کرده و سپس بکار می بردند که این روش کیفیت ساختمان را پایین می آورد و به فن ساختمان نیز آسیب می زد . معماران گذشته هر ساختمایه ای را به شکل نخست خود به کار می بردند . برای نمونه آجر را بدون تراشیدن و چوب را بگونه گرده ( تنه درخت ) بکار می بردند . مثلا در مسجد بنان در مراغه چوب های آسمانه گرده هستند یا در گنبد قابون آجر آب مال بکار رفته و در شیوه رازی آجر پیش بر بکار می بردند . اما در این شیوه از آجر آبساب یا آجر تراشه بهره گرفتند و چون آجر را می تراشیدند درز میان آجرها در آجر چینی کم می شد . بدین گونه بندهای افقی و عمودی هم اندازه می شدند . این آجر کاری پس از زمانی که لبه آجرها می پرید زشت می شد . در زمان قاجاریان کوربندها کنار گذاشته شد و آجرها را بگونه پاپیلی ( ذوزنقه ) در آوردند . بدین گونه زاویه ای میان دو آجر پدید می آمد و باز پس از زمانی لبه های آجر می پرید . در آجر چینی گونه ای گل هماند لعاب بکار می بردند که پس از زمانی نمای آجر چینی را آبله رو می کرد .
افزون بر اینها شیوه اصفهانی دارای کاستی های دیگری هم هست که در شیوه های پیشین نبوده است . مانند خوانچه ها و پوشش های آویخته و دروغین بی باکی و جسارت بیش از اندازه در پوشش گنبدها و بویژه کلاه فرنگی ها آزادی بی حساب در نهادن جرزها و ستون های بابر بر روی تاقهای زیرین و حتی کانه ها و بسیاری از این دست که همگی از سر شتاب در ساختمان سازی بود .
آرایه
در شیوه اصفهانی از همه آمودهای شیوه پیشین بهره گیری شد . البته از کاشی خشتی هفت رنگ بجای کاشی تراش (معرق ) بهره گیری شد . برای نمونه در مسجد امام اصفهان ( شاه ) سردر آن کاشی تراش است که شاهکار کاشی کاری است . ولی در نماهای درونی آن چون روند ساخت آن به درازا کشیده شده بوده کاشی هفت رنگ کار شده است .
بر اين اساس سبكي كه در كوشك باغ جهان نما و كوشك هاي ديگر كه در زمان زنديه توسط كريم خان زند بنا گرديدند از اين سبك پيروي مي كنند.

دسته: مقالات رشته معماری
شهر چیست؟ انواع شهرها و ویژگیهای آنها کدامند؟
در تعریف شهر اتفاق نظری وجود ندارد و در تعاریف بیان شده بر مواردی نظیر تعداد جمعیت، نوع فعالیت های اقتصادی، حوزه اداری و موارد دیگری اشاره شده است لیکن در بعد جهانی برای شناخت شهر از روستا بیشتر بر تعداد جمعیت تاکید شده است..
با توجه به کم وکاستیهای مربوط به تعاریف شهر، تاکید بر نقش شهر (نوع کارکرد) بهتر ما را در شناخت شهر و تمایز قائل شدن بین آن و روستا هدایت می کند. بدین معنی که در شهر ها نقشهایی وجود دارد که روستاها فاقد آن هستند. بنابراین در شناخت شهر به دو کارکرد بیشتر توجه می شود؛ یکی اینکه شهرها کارکرد غیر کشاورزی دارند و دوم اینکه اغلب شهر ها به تولید کالا و بیش از آن به مبادله کالا می پردازند؛ یعنی اینکه فعالیت های غیر کشاورزی بر اقتصاد شهر غلبه دارد..
با توجه به موارد ذکر شده، در برخی کشورها در شناخت شهر از روستا کارکردهای اقتصادی به همراه میزان جمعیت اساس کار قرار می گیرد. بنابراین تاکید بر یک عامل در شناخت شهر کفایت نمیکند..
در طول تاریخ شناخت شهر از طریق کارکرد آن از اعتبار سیاسی و حکومتی برخوردار بوده است بویژه که از ابتدای پیدایش شهرها، شهر با نقشهای اداری-سیاسی و مذهبی شناخته می شد بنابراین اولین شهرها دارای نقش اداری-سیاسی بوده اند. لیکن امروز، شهرها دارای کارکردهای متنوعی بویژه کارکردهای اقتصادی-صنعتی و خدماتی-خدمات رسانی می باشند..
با توجه به توضیحات بالا، آیا می توان گفت که خوب شهرها می توانند در اندازه های گوناگون شکل بگیرند؛ کوچک، متوسط، بزرگ و بسیار بزرگ؟ بله این درست است لیکن بطور علمی ما چه انواعی از شهرها را داریم؟ شهر، شهرک، متروپلیس یا مادر شهر، مگالاپلیس یا کلان شهرها کدامند و دارای چه ویژگیهایی هستند؟
از دو جنبه می توان به انواع شهر ها پرداخت. یکی از بعد کارکردی (فعالیت و نقش) و دیگر از بعد اندازه ( کوچک و بزرگ بودن)، از نظر اولبا توجه به نوع فعالیت شهرها، به دسته بندی کلی شهر ها می پردازیم و از نظر دوم تقسیم بندی معمولا با توجه به جمعیت شهر انجام می شود. البته جمعیت شهر خود تا حدودی بیانگر تنوع و تعداد فعالیت های حاکم بر شهر و همچنین حیطه نفوذ و وسعت شهر خواهد بود.
الف- کارکرد و نقش؛ تقسیم بندی شهرها با توجه به محیط بوجود آمده بر اساس فعالیتی که سایر فعالیت های شهر را تحت شعاع خود قرار داده و شهر بر اساس آن نوع فعالیت خاص شناخته می شود: مانند شهرهای فستیوال و کنگره ای، شهرهای فرهنگی، شهرهای مذهبی و زیارتگاهی، شهرهای درمانی و آسایشگاهی، برف شهرها، شهرهای بازنشستگان، شهرهای صنعتی، شهرهای تجاری، شهرهای اداری-سیاسی، شهرهای صنعتی-خدماتی و ... .
بنابراین در این دیدگاه شهر ها بر نوع فعالیت غالب طبقه بندی می شوند که هر شهر با توجه به فعالیت و کشش جمعیتی خود، اندازه و وسعت خاص خود را خواهد داشت.
ب- اندازه و وسعت: در این دیدگاه عامل جمعیت در تقسیم بندی شهر ها نقش مهمی را بازی می کند چرا که در این دیدگاه شهر ها از کوچکترین به بزرگترین تقسیم بندی می شوند و شهر کوچک یا بزرگ در وهله اول بیانگر جمعیت کم یا زیاد خود می باشد. که البته این جمعیت خود بیانگر سطح فعالیتها، حیطه نفوذ شهر و ... می باشد. البته در تعریف سطح جمعیتی و مرز تعریف شده بین انواع شهرها توافق کلی وجود ندارد. بطور مثال حداقل جمعیت برای شهر محسوب شدن در ژاپن ۳۰۰۰۰ نفر، در نروژ، ایسلند، و سوئد ۲۰۰۰ نفر، در نیجریه ۲۰۰۰۰ نفر و در ایران در حال حاضر ۱۰۰۰۰ نفر می باشد.

دسته: مقالات رشته معماری
باغ جهان نما

باغ جهاننما يكي از كهنترين باغهاي شيراز است و در نزديكي آرامگاه حافظ كه در دوران گذشته جزء صحراي جعفرآباد و مصلي بوده واقع شده است. در دوره سلسله آل مظفر و آل اينجو اين باغ و دشت زيردست حوالي آن سرسبز و بسيار آباد بوده است. به دو دشت جعفرآباد و مصلي كه همواره پوشيده از باغهاي جاننواز و روحافزا بوده در اشعار حافظ شيرازي اشاره شده است و از صفا و سرسبزي آن سخن به ميان آمده است. باغ جهاننما همانند سه باغ مشهور ديگر يعني باغ ارم و باغ دلگشا و باغ تخت قراچه در دوره آل مظفر و آل اينجو يعني پيش از يورش تيمور گوركاني به شيراز در نهايت آباداني بوده است. ابن عربشاه مورخ دوره تيمور در عجايب المقدور اين باغ را "زينت الدنيا" ناميده است.
باغ جهاننما در هنگام اقامت تيمور گوركاني در شيراز، همچون ساير باغهاي نامدار آن دوره مورد توجه واقع شده بطوريكه همانند آن باغ را در اطراف سمرقند -كه موطن اصلي وي بوده است احداث نموده و آن را جهاننما ناميده بود. باغ جهاننماي شيراز در دوره صفويه نيز آباد و با اهميت بوده است.
شاردن كه در دوره صفويه شيراز را ديده است مينويسد: "دروازه شهر (دروازه قرآن) به خيابان بسيار زيبايي منتهي ميشود كه دراز و باريك است. در دو سوي اين خيابان باغهايي است كه جبهه آنها در سمت خيابان دويست پا و هريك داراي سر در و مدخل با شكوهي است با طاق نيم گنبدي و بر فراز هر سر در يك كلاه فرنگي ساختهاند. درهاي باغ از دو سو مقابل هم قرار گرفته و قرينه بودن آنها وضع جالبي بوجود آورده است. در وسط اين خيابان حوض مربع شكلي است كه پهناي اين حوض به اندازه خيابان است و براي اينكه بتوان از دو طرف آن گذشت، سر در باغهاي دو سو به اندازه سي پا عقب نشسته است. از نوشتههاي شاردن و تاورنيه بدست ميآيد كه باغهاي طرفين اين خيابان يعني باغ جهاننما و باغ نو كه در دوره زنديه و قاجاريه تجديد عمارت شده همان باغهاي دوره صفويه ميباشد و در آن عهد رونقي تمام داشته است.
پس از سلسله صفوي، در دوره ناامني كشور، اين باغ تقريباً ويران گرديده است. به روايت ميرزا محمد كلانتر فارس در دوره كشمكش بين مدعيان سلطنت، بعد از نادر شاه افشار تا استقرار حكومت كريم خان زند اين باغ هم بازسازي شده است. عمارتي كه در وسط باغ قرار گرفته است مربوط به كريم خان زند ميباشد. كريم خان زند اين باغ را در سال 1185 ه. ق حصار كشي كرد و عمارت مزبور را در وسط آن ساخت و در اطراف عمارت، خيابانكشيهاي زيبا و درختكاري مفصلي ايجاد كرد. طرح اين باغ را كريم خان همانند باغ نظر، در داخل باغ، داراي چهار خيابان و در اطراف، دو حوض بزرگ و دو حوض كوچك داده است.
محمد هاشم آصف رستمالحكما كه در اواخر دوره زنديه و اوايل دوره قاجاريه ميزيسته است، باغ جهاننما را بدين نحو وصف كرده است: " در خارج شهر... يك باب سرا بوستان مربع بسيار وسيعي است كه درميانش عمارت چهاردهنهاي است و از چهار طرفش حوضهاي موزون و جدولهاي پرآب و روان و همه آن باغ پر از سرو موزون و گلهاي رنگارنگ و رياحين گوناگون و قصر بسيار عالي منقش زرنگاري بر سر درش ساخته و آن سرا بوستان مشرف به باغ دلگشاي ديگر... ."
پس از دوره زنديه، در دوره قاجاريه نيز باغ جهاننما يكي از باغهاي آباد و باشكوه به شمار ميرفته است. حاج حسن ميرزا حسن فسائي كه در اواسط دوره قاجاريه ميزيسته، درباره آن مينويسد: " باغ جهاننما در جانب صبوي شهر شيراز به مسافت ميلي كمتر، حضرت كريم خان زند در سال هزار صد و هشتاد و اند، حصاري از آجر و گچ در مقابل بهاي سيصد من بذر گندم كشيده، عمارتي معروف به كلاه فرنگي در ميان آن از آجر و گچ در نهايت استحكام ساخته كه از صدمه چندين زلزله آسيبي به حصار گچ و عمارت آن نرسيده است، و در داخل باغ چهار خيابان از سروهاي آزاد ساخته و تا كنون كه نزديك به صدو بيست سال از كاشتن آنها گذشته به خرمي و تنومندي باقي است."
فرصتالدوله شيرازي نيز اين باغ را چنين وصف نموده است: " باغ جهاننما در برابر باغ نو واقع شده، بنايش از كريم خان زند است. در وسط حقيقي آن گلگشت عمارتي است هشت گوش، كه درميانش حوضي است از سنگ مرمر در فضاي باغ نيز دو حوض و آبشارهاي بيمر، چهار خيابان دارد كه در آنها سروهاي سهي به قطار است و در ساير اراضي آن درختان نارنج و انار، اين باغ هم ديواني بوده." در دوره قاجاريه عمارت باغ محل پذيرايي مهمانان حكومت هم بوده است.
لرد كرزن سياستمدار انگليسي كه در دوره قاجاريه شهر شيراز را ديده است در كتاب ايران و قضيه ايران، باغ جهاننما را اينگونه توصيف كرده است:" در سمت ديگر جاده اصفهان به شيراز قدري بالاتر از حافظيه باغ جهاننما است كه درزمان كريم خان باغ وكيل نام داشت و در عهد فتحعلي شاه هنگامي كه او والي فارس بود اسمش را تغيير دادند و عمارتي تابستاني در آنجا ساختند، شامل محوطه محصور در حدود 200 يارد كه حالا چند درخت دارد و رو به خرابي است. در اوايل اين قرن عمارت مركزي آن يا كلاه فرنگي وضع مرتبي داشت و مختص اقامتگاه افراد عالي رتبه انگليس بود از جمله و.سي.جي.ريچ مأمور مقيم بريتانيا در بغداد كه در كردستان اكتشافاتي كرده بود و در5 اكتبر 1821م از مرض وبا درگذشت و در باغ همان جا مدفون شد."
مهدي قلي هدايت مخبر السلطنه در سال 1333 ه.ق برابر 1915م چند روزي را در باغ جهاننماي شيراز به سر برده است و مينويسد." باغ جهاننما در آن زمان به ميرزا محمد باقر خان پيشكار قوام تعلق داشته و غالب درختان اطراف باغ انار بوده است .